السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1201
تعليقات نقض ( فارسى )
و مؤيّد و صراح ) ؛ و مؤلّف گويد : ظاهرا چون عبرت بالكسر بر وزن فعله است و فعله بالكسر براى حالت و نوع باشد پس معنى لغوى عبرت بنوع خاصّ عبور كردن طبيعت است از غفلت بسوى آگاهى و آنچه أهل لغت بمعنى انديشه و پند گرفتن نوشتهاند مجاز است » و نيز اندكى بعد گفته : « عبره بالكسر محصولات كه از كشتىنشينان و جهازنشينان گيرند و محصولات راهدارى ، و بمعنى عبور نيز آمده » . و دهخدا ( ره ) در لغتنامه ضمن ذكر معنى « عبره » ( بكسر عين و سكون باء و فتح راء و بهاء در آخر ) گفته : « و بمعنى عبور نيز آمده است ( غياث اللغات ) ، ( آنندراج ) . و هم با آن قدر لشكريان دريا عبره كرد و جزائر از ايشان بستد . ( فارسنامهء ابن بلخى ، ص 68 ) . و آن مرد داعى را در شب بر چهارپائى نشاندند و بردند تا از آب فرات عبره كردند . ( فارسنامهء ابن بلخى ، ص 119 ) . چون به جيحون عبره كرد . راحة الصدور راوندى » . نگارنده گويد : نصّ عبارت راوندى در راحة الصدور ( ص 120 ) اينست : « چون بجيحون عبره كرد در سنهء خمس و ستّين و أربعمائة قلعهء مختصر بود بر لب آب برزم » . و ظهير الدين نيشابورى در ذيل سلجوقنامه بعوض عبارت راوندى چنين گفته ( ص 28 ) : « در سنهء خمس و ستّين و اربعمائة از معبرگاه آمويه كه طريق بخارا است از جيحون عبور كرد [ يعنى الب ارسلان ] و قلعهء مختصر كه در كنار آب بود كه آن را برزم گويند » . در ترجمهء رسالهء قشيريه ( ص 673 چاپ بنگاه ترجمه و نشر كتاب ) آمده : « بشر مىآمد و پارهاى از شب گذشته بود سجّاده بر سر نهاد فرادجله شد ، عبر كرد ، زمانى سخن گفتند چون سحرگاه بود مىآمد همچنان بر سر آب عبر كرد » . و بديع الزمان فروزانفر در فهرست اصطلاحات و نوادر لغات ترجمهء رسالهء قشيريّه گفته ( ص 779 ) : « عبر كردن : از آب گذشتن » . أبو الفتوح رازى ( ره ) در روح الجنان در تفسير آيهء « فلمّا كتب عليهم القتال تولّوا الّا قليلا منهم » ( از آيهء 346 سورهء مباركهء بقره ) گفته ( ج 1 ص 424 چاپ اوّل ) : « و در كلام حذفى هست كه سياقت آيه بر او دليل مىكند و تقدير آن